1- درگذشت نابهنگام جوان ناكام آقاي اصغر حيراني:

روز گذشته يعني چهارشنبه 12/8/89 در پي سانحه دلخراش واژگوني تراكتور در جاده بجستان- مزار نزديكي هاي چاه موتور متاسفانه يكي از جوانان عزيز روستا را از دست داديم،او را با برخورد مؤدبانه اش، با چهره جدي و مظلومانه اش ، با صداي باريك و دلنشينش و ....... و حضور فعالانه اش در عرصه كار و كسب روزي حلال چه به عنوان كارگر نانوايي و چه به عنوان نانوا در مزار و يا بعد به عنوان راننده تراكتور مي شناسيم.او صادقانه تلاش می کرد لقمه نان حلالی برای خانواده خود بدست آورد و به همین منظور بارها شغل خود را عوض کرد ولی سرانجام ........................      آنهايي كه به خاطر ميآورند مدتي در دوره راهنمايي حدوداً سالهاي 70 فروشندگي بوفه مدرسه راهنمایی مزار را به كمك مهدي زرنگ بر عهده داشت. هنوز هم بادكنكهاي بزرگي را كه براي فروش مي آورد به خاطر دارم...................  او رفت ناباورانه و ما را مانند نامش حيران كرد. يادش گرامي و روحش قرين رحمت الهي

2- ماجراي حسينيه مزار جداً بيخ پيدا كرده، حتماً شنيديد كه ميراث فرهنگي به خاطر اينكه داره صومعه رو جز آثار ملي ثبت ميكنه اجازه ساخت و ساز جديد نزديك صومعه رو نميده، چند وقت پيش هم در سري جديد كار در حسينيه كه به يك پيمانكار واگذار شده بود پاسگاه سر ميرسه و كار رو تعطيل ميكنه تا شايد آقاي قاسميان و مريداش بفهمند كه كارا بايد طبق روال قانوني طي بشه و زوركي نميشه كار انجام داد. شايد اگه قضيه كلاً منتفي بشه خيليا بايستي جوابگوي خدا و مردم يا حداقل وجدان خودشون باشند: مثلاً اونايي كه بدون عاقبت انديشي تمام سعي خودشون رو كردند تا محل حسينيه جاي فعلي بشه، افرادي مثل محسن قويدل و هم تيميهاش كه سعي كردند زمان راي گيري وسطاي شب باشه كه عامه مردم وقت راي گيري نباشند و نامزداي خودشون راي بيارن ، افرادي مثل حسين منصوري كه با زرنگي با آوردن دو محل  مدرسه و كنار مسجد سعي كردند راي مسجد را دوبله جمع كنند، افرادي مثل سيدا كه اگرچه به ظاهر خودشون رو كنار كشيدند ولي گزينه كنار مسجد رو ترجيح دادند و هيئت امناي انتصابي كه زحمت رو كم كردند و كنار مسجد را بي دردسرتر تشخيص دادند و در راس همه آقاي قاسميان كه در راه اجراي سياستهاي كشككي خودش حتي از النگوها و گوشواره زنها هم مضايقه نكرد.و...........

 

هيئت امنا هم در واكنش به اين قضيه يه نامه يا شكوائيه به امضاي اهالي رسونده و مثلاً شاكي شده و فعلاً قضيه معلقه...................

3- دامداراهاي مزار هم بايد پروانه دريافت كنند. منابع طبيعي اعلام كرده از اين به بعد فقط دامدارايي ميتونن از طبيعت روستا استفاده كنند كه پروانه دريافت كنند.البته اين پروانه عوارض و ماليات هم داره، كارشناسا و سياستمداراي دم دروازه اي ميگن اينطوري ميخواد معلوم كنه چند تا گوسفند داريم و اصطلاحاً افصار ما رو تو دستش بگيره و .......

4- سيزده آبان شده يعني وسط پاييز ولي فعلاً از بارون خبري نيست ، ديگه آب قناتهايي مثل حج آباد كفاف تشنگي زنبورها رو هم نميكنه.

5- دهيار سوم هم در راه استعفا، تازه داشتيم باور ميكرديم كه آقاي سلطانخواه ميتونه خودشو با سياستهاي آقاي منصوري و چوپان وفق بده كه متوجه شديم داره دنبال نيروي تازه نفس ميگرده تا جاخالي بده.  محمد آقا ما كه از اول گفتيم بي خيال شو كار هر بز نيست ................................

6- شرمندم از اينكه شنيدم دو نفر از ارازل منسوب به مزاري با ايجاد مزاحمت براي دانشجويان موجب آبرو ريزي براي روستاي ديني و آبرودارمان شده اند اين افراد بنام آقايان محمد .........ئي و حسين .........ار در حال حاضر در زندان بسر مي برند و انشاءالله آزاد نشن

7- باشه براي بعدها